|
عوامل الفت و محبت : ميدانيم كه در شخصيّت مؤمن، اصل الفت و محبت نسبت به ديگران است و نفرت و كين نسبت به ديگران (جز دشمنان خدا) در شمار اخلاق مؤمن نيست و ويژگي فاسقان و نابكاران است. امام جعفرصادق (عليهالسلام) در روايتي، كشش قلب مؤمن نسبت به برادر مؤمنش را با دوري دلهاي فاسقان از يكديگر مقايسه كرده ميفرمايد : «نزديكي و الفت دلهاي نيكان در ديدار با يكديگر حتي اگر دوستي خود را بر زبان نياورند چون سرعت بارش آسمان بر آبهاي رودخانههاست و دوري دلهاي نابكاران در ديدار با يكديگر حتي اگر دوستي خود را بر زبان جاري كنند به دوري چارپايان از همدلي و مهرورزي با يكديگر به رغم سر بردن در يك آخور به مدتي طولاني است.» وقتي دلها، الفت ميگيرند و مهر و محبت به هم ميورزند خداوند متعال بركات و توفيق خود را نثارشان ميسازد ولي هنگامي كه تفرقه و نزاع و درگيري حكمفرما شود و بر روابط چيره گردد خداوند بركات خود را دريغ ميدارد و تأييدات و توفيقش را از آنان سلب ميكند. اي بسا در اشاره به همين نكته است كه در حديث شريفي از رسول خدا(ص) آمده است : «يدالله مع الجماعة» و «الجماعة رحمة و الفرقة عذاب» (دست خدا همراه با جمع است.) و (جماعت رحمت و تفرقه عذاب است.)
اسباب محبّت : اسلام در راستاي توجه جدّي به بناي جامعه الگويي كه مهر و محبّت بر آن حكمروا باشد، ويژگيهايي را مطرح ساخته كه به فراهم آوردن محبت و برخورداري از آن در صورت اعمال آنها ميانجامد. ما خلاصهوار به شماري از اين ويژگيها اشاره ميكنيم :
۱ـ حُسن نيّت : نيّت و خواست قلبي، تأثير بسزايي در اعمال و رفتار آدمي دارد كه خود متوجه آنها نيست. از جمله نتايج و پيامدهاي آن فراهم آمدن محبت ميان مردم است. از اميرمؤمنان علي (عليهالسلام) روايت است كه فرمود :«هركس نيّتش پاك شود پاداشش افزون و زندگيش سعادتمند گردد و مودّتش واجب شود.» ۲ـ خوش گماني به مردم : از اخلاق والا و پسنديده آدمي، خوشگماني به مردم و حمل [گفتار و كردار و رفتار] آنها بر وجه درست است ؛ اين كار محبت و مهرباني بدنبال دارد ؛ از امام علي (عليهالسلام) روايت شده كه فرمود : «هركس به مردم خوشگمان شود، محبت ايشان را بدست آورد.» ۳ـ حسن معاشرت : خوشرفتاري و معاشرت نيكو با همراهان، محبت بدنبال دارد. از امام علي (عليهالسلام) است كه فرمود : «خوشرفتاري و مصاحبت نيكو، محبت دلها را ميافزايد» و نيز : «با حُسن معاشرت، محبتها تداوم مييابد.»
۴ـ خوشرويي : به معناي روي خوش نشان دادن و برخورد خوب داشتن است و از امام علي (عليهالسلام) روايت شده كه فرمود :«خوشرويي، تور شكار محبّت است.» يعني كه ميتوان با لبخند و بشاش بودن، محبت شكار كرد.
۵ـ اخلاق نيكو : كه در واقع حالتي رواني است كه كردارهاي آدمي به سادگي از آن صادر ميشود ؛ گفته شده است كه اخلاق نيكو، خير دنيا و آخرت را بدنبال دارد زيرا خير و سعادت صاحب خود را يكجا گرد ميآورد. در حديث نيز آمده است : «از صفات دينداران، اخلاق نيكوست.»
۶ـ نرمخويي با ديگران : نرمخويي همان ملايمت و نقطه مقابل خشونت و تندخويي است. در حديث آمده است : «نرمخويي نيمي از زندگي است.» و از اميرمؤمنان (ع) آمده كه فرمود : «نرمي و گشادهدستي آدمي، او را براي دشمنانش نيز دوست داشتني ميسازد.»
۷ـ فروتني : از امام رضا (عليهالسلام) در تعريف فروتني و تواضع آمده است : «فروتني آنست كه به مردم همان را دهي كه دوست داري به تو بدهند.» و از امام علي (عليهالسلام) روايت شده كه فرمود : «سه چيز است كه محبت بدنبال ميآورند ؛ اخلاق نيكو، نرمخويي و فروتني.»
۸ ـ گشاده دستي : از مهمترين عوامل جلب محبت، گشاده دستي است. از اميرمؤمنان علي (عليهالسلام) آمده است : «چيزي چون گشاده دستي و نرمخويي و اخلاق نيكو، محبت را جلب نميكند.» نيز از آنحضرت(ع): «گشاده دستي، محبّت ميآورد.»
۹ـ اظهار محبّت به مردم : از جمله برجستهترين عوامل كسب محبت ديگران، اظهار محبت و دوستي به ايشان است. طبيعي است هركس نسبت به ديگران دوستي ورزد آنها نيز دوستياش ميورزند و خواهان او ميشوند ؛ از امام باقر (عليهالسلام) نقل شده كه فرمود : عربي از بني تميم به حضور پيامبر(ص) رسيد و از ايشان خواست تا او را سفارشي كنند. آنحضرت(ص) از جمله به وي فرمودند :«مردم را دوست بدار تا ترا دوست بدارند.»
سوّم : اسلام دين برادري : در ميان پيوندهاي متقابل مردم با يكديگر، برادري يالاترين مرتبه نزديكي و الفت است و تعبير رابطه ميان مؤمنان به برادري، خود گوياي عمق اين پيوند است. خداوند متعال ميفرمايد :«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (سوره الحجرات ـ ۱۰) (در حقيقت مؤمنان با هم برادرند.) و از امام جعفرصادق (عليهالسلام) روايت شده است :«مؤمن برادر مؤمن و چشم و راهنماي اوست. خيانتش نميكند، ستمش روا نميدارد، فريبش نميدهد و پيمانش را نميشكند.» پيامبراكرم (ص) نيز فرمود : «مؤمنان با يكديگر برادرند و خونشان برابر و در برابر ديگران همدست و همصدايند.» بدين ترتيب ميتوان نتيجه گرفت شالودهاي كه اصل مسؤوليت اجتماعي بر آن استوار ميشود، وحدت امت است كه همچون يك پيكر : چو عضوي بدرد آورد روزگار ـ دگر عضوها را نماند قرار. افراد اين امت [امت اسلامي]، عضو يك خانواده هستند و همبستگي و همكاري و همدلي اعضاي خانواده شامل حال آنها نيز ميشود. از امام زينالعابدين (عليهالسلام) روايت شده كه به "الزهري" فرمود : «اي زهري! چرا مسلمانان را به منزله خانواده خويش درنظر نميگيري و بزرگشان را همچون پدر، كوچكشان را چون فرزند و همسالانشان را چون برادر خويش نميانگاري؟» اين تصور وجداني از امت، مستلزم آنست كه جامعه براساس احساس مسؤوليت، همبستگي، همدلي و همياري استوار شده باشد ؛ چنين جامعهاي همبسته و يكدل و پيوسته به يكديگر است و هركدام از اعضاي آن به همانگونه كه مسؤوليت خويش و مسؤوليت نيازهاي خويش را برعهده دارند، مسؤوليت ديگران را نيز برعهده ميگيرند. انسان مسلمان با دشواريها و موانع مسووليتهاي كار و زندگي خويش يكه و تنها روبرو نميشود ؛ اين مسؤوليترا همه مسلمانان باتفاق برعهده دارند. هر مسلماني مسؤول يكايك مسلمانان است و هر مسلماني اين حق را بر گردن يكايك مسلمانان دارد كه در برابر مسؤوليتها و مشكلات و گرفتاريهايي كه با آنها روبرو ميشود از آنها باري جويد و از حمايتشان برخوردار شود و البته به همان ميزان مسؤوليت ديگران را نيز برعهده ميگيرد. با مراجعه به متون اسلامي مربوطه خواهيم ديد كه مسئله حقوق و مسؤوليتها از جمله برجستهترين مسايل در ساختار امت در شالوده و در شكلگيري آن بشمار ميرود. بنيادهاي عاطفي مسؤوليت : پيش از اين ديديم كه مسؤوليت در جامعه اسلامي براساس احساس تكليف شرعي شكل ميگيرد حال آنكه در جوامع معاصر كنوني مسؤوليتها بر دوش دولت قرار ميگيرد و از هرگونه مضمون رواني تهي ميگردد و انسان نيز در اين جوامع از احساس مسؤوليت خويش مجرّد ميگردند. ولي اسلام ـ همچنانكه گفتيم ـ در بناي جوامع، به عواطف و احساسات نقشي اساسي ميبخشد و مسؤوليتپذيري فرد مسلمان را نشانه درستي كار و عدم مسؤوليتپذيري را نشان بيماري جامعه تلقي ميكند. البته مسؤوليتپذيري دولت در برابر امت نيز چيزي از بار مسؤوليت افراد نميكاهد ؛ پيامبراكرم(ص) در همين راستاست كه ميفرمايد :« همگي چوپانيد و همگان مسؤول گله خويش هستيد.» همچنين ايشان (ص) ميفرمايند : «هركس بشنود كه كسي مسلمانان را به ياري طلبيده ولي به يارياش نشتابد، مسلمان نيست.» بدين ترتيب مسؤوليت ياري رساني به مسلمان و حمايت و كمك به او در صورت نياز به هيچ عنوان از دوش ديگر مسلمانان ساقط نميشود و در صورتي كه يكي از مسلمانان به دليل شرايط اضطراري درخواست كمك كرد مسؤوليت ياريرساني متوجه تمامي مسلمانهاست. اين حالت منحصربفردي از مسؤوليت همگاني و عمومي در برابر امت است كه در اصول فقه از آن به عنوان "واجب كفايي" ياد ميشود. "واجب كفايي" شامل همه مسلمانان ميگردد و تا هنگامي كه يكي از مسلمانان نسبت به انجام آن اقدامي نكرده باشد بر دوش همه مسلمانهاست ؛ در حديث هم آمده است : «پرستش خداوند، به چيزي بهتر از اداي حق مؤمن نيست.» رويارويي با مشكلات و اختلافها : اسلام با مشكلات و اختلافهايي كه ممكن است ميان برادران و دوستان پيش آيد، به دو شيوه برخورد ميكند: ٭ پيشگيري پيش از وقوع. ٭ و شيوه حل اختلافها و از ميان برداشتن حساسيّتها پس از وقوع. ۱ـ پيشگيري : از امام علي (عليهالسلام) آمده است كه فرمود : «هركس برهرخطايي، برادرانش را بازخواست كند، شمار دوستانش كاهش پيدا ميكنند.» و نيز فرمود (ع) : «برادرت را با آنچه هست، تحمّل كن و در سرزنش وي زيادروي مكن كه كينه و نفرت بدنبال ميآورد.» ترديدي نيست كه سعه صدر و گنجايش داشتن در برخورد با دوستان و برادران از مهمترين عوامل پيشگيري از مشكلات است ؛ راه درست و اصولي رويارويي با آنها نيز در چشمپوشي، تسامح، گذشت، بردباري و سعه صدر در برخوردها و تحمل خطاها و لغزشهاي ديگران است ؛ پيامبرخدا(ص) نيز فرموده است : «نيمي از مؤمن، چشمپوشي است.» و از امام علي (عليهالسلام) آمده كه فرمود : «از والاترين اخلاق بزرگواران، چشمپوشيدن از دانستههاي خويش است.» ۲ـ شيوه درمان : مهمترين ابزار در درمان اختلافهاي ميان برادران و دوستان از نظر اسلام، آنست كه ديگران براي حل اختلافها و از ميان برداشتن حساسيّتها به ميانجيگري بپردازند. در اين رابطه پيامبراكرم (ص) ميفرمايد : «اصلاح ذاتالبين از عموم نماز و روزه برتر است.» و نيز ميفرمايد(ص) : «پس از اقامه فرايض، هيچ كاري بهتر از آشتي دادن مردم با يكديگر و ميانجيگري يعني گفته نيكو و آرزوي نيكو، نيست.» و از مولاي متقيان علي (عليهالسلام) در سفارش به فرزندش امام حسن (ع) آمده است :«اگر دوست و همكيشت تماسش را با تو گسست، تو پيوندت را با وي بيشتر استوار كن و چون ديدي كه پيمانش را با تو شكست، تو بر لطف و نزديكيت بيفزاي و گرمتر از پيش با او دم از مهر و وفاداري بزن و هرگاه دريافتي كه آدمي خسيس است تو با وي از در بخشش درآي و چنانچه پی بردي كه تندي و دوري ميورزد تو بردباري پيشه گير و روي خوش به او بنماي بديهاي او را ببخش و پوزشهايش را بپذير...» (نهجالبلاغه، نامه شماره۳۱ به فرزندش حسن بن علي عليهالسلام ـ صفحه ۴۰۳ نسخه صبحي الصالح ـ ترجمه آقاي محسن فارسي ـ م.) وقتي يكي از طرفين اقدام به صلح با ديگري كند و دست آشتي دراز نمايد ولي ديگري پاسخي به آن نميدهد و دست خود را پس ميكشد، اين نهايت پستي و از جمله زشتترين كارهاست ؛ در اين مورد امام جعفرصادق(عليهالسلام) ميفرمايد : «ملعون است، ملعون است كسي كه برادرش براي آشتي قدم پيش ميگذارد ولي او پاسخش نميگويد.» ما وظيفه داريم بخاطر داشته باشيم اسلام به ما آموخته كه حتي دشمن خود را دوست بداريم و به بهترين روش با او گفتگو كنيم تا او را در بُعد عملي و در واقعيت خارجي، به دوستي صميمي و يكدل تبديل سازيم چنانكه خداوند متعال نيز در قرآن مجيد ميفرمايد : «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (سوره الحجرات ـ ۱۰) (در حقيقت مؤمنان با هم برادرند...) سپس ميافزايد : «فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ» (پس ميان برادرانتان را سازش دهيد.) و از امام جعفرصادق (ع) آمده است : «مؤمن برادر مؤمن است، چشم و راهنماي اوست و خيانتش نميكند، ستم بر او روا نميدارد و فريبش نميدهد و با او خلف وعده نميكند.» پيامبرخدا (ص) نيز فرموده است : «هركس به مسايل مسلمانان بيتوجه گردد، مسلمان نيست.» تعميم روح برادري و محبت ميان بخش هاي امت : ترديدي نيست كه هر مؤمن صادق و با ايماني با تمام وجود آرزو ميكند كه امت و جامهاش را متحّد، همبسته و بدور از درگيريها و نزاعها و بركنار از فرقهگراييهاي تنگنظرانه و فاقد مهر و محبت و تسامح و مداراي اسلامي ببيند. هيچ ترديدي نيست كه همه مجاهدان آگاه و مخلصان اميدوار، آرزو دارند كه جوامع امت خود را سرشار از محبت و برادري و انواع همكاريها و همياريها و بسان عاملان الهي درهرجا «يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ» (سوره صف ـ۴) (صف در صف چنانكه گويى بنايى ريخته شده از سرباند جهاد مىكنند.) بيابند و چشم انتظار كوششها اقدامات مركز يا مجمعي از سوي علماي امت براي رويارويي با فتنهها و ترفندهاي دشمنان در اين مرحله حساس هستند. كوششي براي كاشت و پرورش روح اخوّت و احياي روابط صادقانه در جوامع ما بر پايه برادري و در راه خدا و محبت براي خدا. بنابراين مسؤوليت شرعي همه ما پاسداري از اين دين در برابر يورشها و شبيخونها و دور ساختن خود و محيط و جامعه خود از تعصبها و عصبيتها و تكفيرها و نيز تلاش و كوشش مجدانه در گرايشها و گفتمانها و مقابله با منحرفان و نفوذيهايي است كه با شعارها و اعمال توهينآميز نسبت اسلام و مسلمانان و به سود مستكبران و اهداف و آماجهاي ايشان در جهت متفرق ساختن امت ميكوشند. همچنانكه علماي مخلص ما نيز بايد نقش خود را در ترسيم اولويتهاي مرحله و روشنگري ميان مردم پيرامون خود در جهت مشاركت همگان در حفظ منافع و مصلحت و وحدت امت و اولويت گفتمانها، انديشهها و شيوههاي فعاليتو گامهاي مورد نياز، ايفا نمايند. امروزه جمهوري اسلامي ايران به رهبري مقام معظم رهبري حضرت آيةالله خامنهاي و با شخصيت مؤثري چون دكتر محمود احمدينژاد بحمدالله تعالي با تمام امكانات و تواناييهای خود به تحكيم و تقويت اين اصل ـ كه امام خميني(قدس سره) آنرا احيا كرد و بدان اولويت بخشيد ـ ميكوشد. ايدهها و انديشههاي اين امام بزرگ (قدس سره) كه خود سر تا پا اسلام مجسّم و سرشار از اسلام بود، همچنانكه ديديم در حجم و اندازه اسلام ـ تمامي اسلام و نه يك مذهب يا گروه خاصي ـ بود ؛ او امت را در تمامي عناصر تشكيلدهنده آن ميديد و طبق ديدگاههاي او، اهل سنت و شيعيان يك اسلام را تشكيل ميدادند و براي دشمناني كه مترّصد آنها هستند و تفاوتي ميان اين يا آن مسلمان قايل نيستند، هدف واحدي را تشكيل ميدهند ؛ ايشان در اين باره ميفرمايند : «آنهايي كه درصدد ايجاد تفرقه ميان برادران اهل سنت و شيعه برميآيند به سود دشمنان اسلام عمل ميكنند و توطئه ميچينند و بدنبال تحقق چيرگي دشمنان اسلام بر مسلمانان هستند ؛ ما بايد هُشيار باشيم و... و بدانيم كه حكم "إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ"، حكمي الهي است. آنها با يكديگر برادرند و ميان ايشان پيوندي جز برادري وجود ندارد و ما همه مكلفيم كه همچون برادر با يكديگر برخورد كنيم و برادران اهل سنت و شيعه نيز بايد از هرگونه اختلافي بپرهيزند. امروزه اختلافهاي ما تنها و تنها به سود كساني است كه نه به مذهب شيعه اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفي و نه به هيچ فرقه ديگري ...» [برگردان سخنان امام (ره) از متن ترجمه شده به عربي]. امام (قدس سره) با بينش و درك خود از اسلام بخوبي ميزان اهميت وحدت در نزديك شدن و الفت مسلمانان به همديگر را دريافته بود لذا در وهله نخست به عنوان مرجع تقليد و در وهله بعد به عنوان ولي امر مسلمين و رهبر آنها ـ در آنزمان ـ اقدام به صدور فتواي شرعي مربوط به حج فرمود كه مفاد آن گوياي حرمت اقامه نماز جماعت در اماكني جز مكان اصلي و شرعي درنظر گرفته شده در مكه مكرمة و ديگر اماكن حجّ بود ؛ اماكن اصلي نماز جماعت نيز چنانكه ميدانيم بيتالله الحرام و مساجد عمومي پيرامون آنست. اگر حجاج در پي اقامه نماز جماعت باشند بايد همراه با جماعت مسلمانان نماز بگزارند و پشت سر ائمه مساجد مكلف به اقامه نماز ـ با هر مذهبي كه داشته باشند ـ بايستند ؛ از اين حكم يا فتوا اين نتيجه گرفته ميشود كه اقامه نماز (جماعت) در منازل، هتلها و سكونتگاهها [ي حجاج] حرام است. هدف اساسي حكم شرعي صادره از سوي امام خميني (قدس سره)، نشان دادن وحدت امت اسلامي بود. امام خميني (ره) با اين فتوا، مسئله "تقريب" را از چارچوب نظري به چارچوب عملي كشاند و از ايشان كه به عنوان حاكم و ولي امر مسلمين از اين قدرت برخوردار بودند، جز اين انتظار نميرفت. همين راه و رسم را امروز مقام معظم رهبري حضرت آيةالله خامنهاي نيز دنبال كرده و آنرا در شمار اولويتهاي خود قرار دادهاند. در ماههاي اخير نيز شاهد تأثير و انعكاس فتواي صادره از سوي ايشان در سطح كل امت در خصوص حرمت اهانت به همسر پيامبراكرم(ص) بانو عايشه و نيز حرمت اهانت به شخصيتهاي برجسته متعلق به برادران اهل سنت، بوديم. بسياري از علما و شخصيتهاي ديني در ديگر نقاط جهان و مطبوعات و رسانههاي محلي و جهاني و سايتهاي اينترنتي نيز از آن استقبال كردند همچنانكه امت شاهد تأثير مثبت آن بر جناب "دكتر شيخ احمد الطيب" شيخ الازهر بود كه اين فتوا را ستود و آنرا برخاسته از دانش درست و درك عميق اهميت اقدامات فتنهانگيزان و مفسدهجويان و علاقه شديد به وحدت مسلمانان دانست و بر نفي تكفير شيعيان و اعلام اينكه در نجف اشرف پشت سر ايشان به نماز خواهد ايستاد، انگشت گذارد.
سرانجام مسؤوليت دلسوزان امت : ۱ـ از زنان و مردان دلسوز اين امت انتظار ميرود كه به تكليف شرعي در تطبيق مفهوم وحدت اسلامي به عنوان واجب عيني خود در پاسداري از اسلام و مسلمانان و اولويت بخشيدن به اينكار در حركتها و فعاليتهاي روزانه خود و از اين خاستگاه كه وحدت امت بيانگر يكي از مهمترين ويژگيهاي اين امت است و فارغ از اين وحدت نميتواند مدعي هويّت كامل خويش گردد، عمل كنند ؛ اين وحدت بايد اساس چنگ انداختن به ريسمان محكم الهي (بمثابه هر راه پاك و درستي كه به خدا منتهي ميشود) و با تأكيد بر وحدت اصل، وحدت خلق و وحدت هدف و وحدت شريعت و راه و ورود جمعي به چارچوب تسليم كامل در برابر خداوند و با كاشتن اخلاق والا و عناصر فداكاري و گذشتن از منافع تنگنظرانه در راه هدف بزرگ وحدت، صورت پذيرد. و در عين حال همه معيارها و ملاكهاي تفرقه از جمله : زبان، مليّت، ميهن، طايفه و رنگ را به يك سو نهد و بر معيارهاي بشري علم و تقوا و جهاد و نيز لزوم جستجوي نقاط اشتراك و بكارگيري منطق سليم يعني منطق گفتگوي آرام و علمي و ... انگشت گذارد. ۲ـ برخورداري از ديدگاههاي روشن در رويارويي با اين كارزار و مشخص كردن دوست و دشمن و روشنسازي آن براي امت ـ اعم از جوامع اسلامي و عربي ـ با بهرهگيري از تمامي ابزارهاي در اختيار و.... ۳ـ احياي اعتماد به نفس در ميان تمامي افراد امت و بازگرداندن روح عزت و سربلندي مسلمانان و تثبيت توكل به خداوند متعالي كه به امت وعده ياري و پيروزي و عزت داده است : «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» (سوره محمد ـ۷) (...اگر خدا را يارى كنيد ياريتان مىكند و گامهايتان را استوار ميسازد.) ۴ـ علما آنچنانكه در سخنان پيامبراكرم (ص) آمده است وارثان پيامبرانند لذا آنها بايد نقش حقيقي و مهم خود را بازيابند و مسؤوليتهاي شرعي خود در فراخواني به وحدت را بر دوش گيرند. آنها سوپاپ اطمينان اين امت هستند و مسؤوليت وحدت بخشيدن به امت و توجيه و رهن موني آنرا همچنان بر دوش دارند. در اين راستا از پيامبراكرم (صليالله عليه و آله وسلم) آمده است كه فرمود : «علما چون ستارههاي آسمانند كه در تاريكيهاي زمين و دريا، بدانها راه ميجويند و پنهان ماندن ستارگان اي بسا گمراهي رهروان را درپي داشته باشد.» آنها (علما) اساس رهنموني امت و وحدت آن و پرده گرفتن از توطئهها و نقشهها و دسيسههاي شوم استعمارند و مسؤوليت تغيير اين حالت مذهبي و فرقهاي به وضع طبيعي خود از طريق جستجوي عرصههاي مشتركي كه همه مذاهب اسلامي براي پايبندي دارند و بسيار زياد هم هستند، برعهده ايشان است. ۵ ـ تحكيم ارزشهاي رحمت و محبت و برادري در جوامع ما بمثابه اساس سامانبخش رفتارها و از اين نظر كه در صورت حضور اين ارزشها، الفت معنوي و انگ الهي نيز كه خداوند جهانيان آنرا بر دل برگزيدگان خلق خويش و بندگان پرهيزگارش مياندازد، حضور پيدا خواهد كرد. اين ارزشها، حيات بخش روح و روحبخش حياتند ؛ چراغ راهنماي دنيا و گوهر دين و مسؤوليت ايمان و تعهد بشمار ميروند. اين ارزشهاي والاي انساني و اسلامي نيروي محركهاي است كه همچنانكه ميبينيم در آنسوي هر فداكاري و ايثار مقدس مجاهدان بزرگ ما در سرزمين فلسطين و لبنان قرار دارد و همان نيرويي است كه تودههاي مقاومت در فلسطين و لبنان را به رغم تمامي ويرانيها و ضربات مهلك ماشين جنگي دشمن صهيونيستي، توان ايستادگي و مقاومت بخشيده است. اين بزرگ مردان و زناني كه دلهايشان در عشق و محبت خدا و رسول و اهل بيت او (ع) شعلهور گرديده است بيمحابا عرصههاي فداكاريها و ايثارهاي بيحساب را درنورديدند.
|
دیدگاه شما